|
در عشق زنده باید ... کز مرده هیچ ناید
|
فائزه
بر نمیگردد


اینم آخرین پستم فقط فقط به خاطر بابایی جونم


بابایی

از همه ی بچه ها و دوستایی که همش بهم سر میزدن و منو شرمنده
میکردن و دوست تنهاییهام میشدن ممنون
از منصور عزیز .آقا جواد . سکوت پاییزی . داداش عزیزم ایمان .
امین جون . آقا ابوذر . باران دوست عزیزم. رهگذر.تنها ترازتنها.... و
همه ی دوستای که اسمشون و نمیارم واقعا ممنون که
با اینکه یه مدت بهشون سر نمیزدم منو شرمنده کردن و محبتشون و
بهم ثابت کردن
از این که این مدت نوشته های منو تحمل کردین و با اینکه واقعا بلاگ
من حتی ارزش دیدن نداشت اما بهش سر میزدین مخصوصا منصور
جان که واقعا منو شرمنده کردن ممنونم![]()
![]()
![]()
![]()




بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم
یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه یاد من باش؛ بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب؛ عاشقانه یاد من باش
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت گر گرفتنو بلد شد
اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش
تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش



هر چه کنی بکن ولی 
از برمن سفرمکن 
یا که چومی روی مرا 
وقت سفرخبرمکن
گر چه به باغم ستاده ام 
نیست توان دیدنم
شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن 
روز جدایی ات مرا یک نگه تو میکشد
وقت وداع کردنت
بررخ من نظر مکن
دیده به درنهاده ام
تا شنوم صدای تو 
حلقه به دربزن مرا
عاشق دربه درمکن 
من که زپا نشسته ام 
مرغک پرشکسته ام 
زود بیا که خسته ام 
زین همه خسته تر مکن
گرچه به دورزندگی 
تن به قضا نهاده ام
آتشم این قدرمزن
رنجه ام این قدرمکن 
یوسف عمرمن بیا 
تنگدلم برای تو
رنج فراق می کشد 
خون به دل پدر مکن
هر چه که ناله می کنم
گوش به من نمیکنی 
یا که مرا زدل ببر 
یا ز برم سفرمکن



قصه وفا
به خاطر آور ، که آن شب به برم 



گفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرم 



کنون جدایی نشسته بین ما 



پیوند یاری ، شکسته بین ما 

گریه می کنم

با خیال تو

به نیمه شب ها 

رفته ای و من 

بی تو مانده ام 

غمگین و تنها 

بی تو خسته ام 

دل شکسته ام 

اسیر دردم

از کنار من 

می روی ولی 

بگو چه کردم 

:
رفته ای و من آرزوی کس

به سر ندارم 

قصه ی وفا با دلم مگو


باور ندارم 

دختر تنهاي شب



نمیدانم ...
از خوابی دلپذیر برخاسته ام
یا به خوابی سنگین فرو رفته ام ! ...
چشم که باز کردم ...
دیگر ندیدمت !
از دست داده بودمت
چه فرقی می کرد ...
خواب یا بیدار ؟
مست یا هشیار ؟
از دست دادمت ...

شب چو بوسیدم لب گلگون او
گشت لرزان قامت موزون او
![]()
زیر گیسو کرد پنهان روی خویش
![]()
ماه را بوسید با گیسوی خویش
![]()
گفتمش ای روی تو صبح امید
در دل شب بوسه ی ما را که دید؟
![]()
قصه پردازی در این صحرا نبود ![]()
چشم غمازی به سوی ما نبود









هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم .......
اما من نمردم من داغون شدم ........
خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ......
ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم .

خيلي دلم مي خواد خوابتو ببينم ولي از وقتي كه رفتي چشمام خيسه و خواب به چشمام نمياد .
يادته اشكامو پاك مي كردي ؟؟؟؟؟؟؟
مي خوام بخوابم خوابتو ببينم .........


ساده ساده پيدايم مي كردي!پونه پنهان نشين من!
پس چرا در اين سكوت پيدايم نمي كني؟
بيا و سرزده برگرد!
بگو: -سك سك! مسافر ساده سرودنها!


مــن كه ميدانم شبي عمرم به پايان مي رسد
نوبت خامو شي مـن سهل و آســـان مي رسد
من كه ميدانم كه تـا سر گرم بزم و مستي ام
مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان مي رسد
من كه ميدانم به دنيا اعتباري نيست نيست
بين مرگ و آدمي قول و قراري نيست نيست
من كه ميدانم اجل نا خوانده و بيداد گر
سر زده مي آيد و راه فراري نيست نيست
پس چرا عاشق نباشم
فقط يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
از دوري خون گريه مي كنم
.......................................فائزه دختر تنهای شب